تبليغاتX
قصه های تنهائی

    با عشق تقدیم به همسرم:
 
آرزومه که یه روز، تو کلبه ی قشنگمون
 یه شب صاف مهتابی، با دیوارای عنابی
 دست بکشم رو گونه هات ، خیره بشم به اون چشات
 حس کنم کنارمی ، تو آغوش گرم منی
 سرت رو شونه هام باشه ، دستات توی دستام باشه
 نگات تو چشم من باشه ، لبات روی لبهام باشه
 از عشق هم گر بگیریم ، از امروزو فردا بگیم
 با این دلهای پاکمون ، یه جشن کوچک بگیریم

سخن از ماندن نيست،
                من و تو رهگذريم،


راه طولاني و پر پيچ و خم است،
همه بايد برويم تا افقهاي وسيع،
                    تا آنجا كه محبت پيداست
و شايد
    اينجا سر آغاز بودن است
و من و تو
        و هياهوئي در شهري سبز و آبي و خاكستري
ما مي گريزيم
        شايد از بودن
                شايد از ماندن
                        شايد از رفتن
جز هراس ما را چه بايد
            من و تو رهگذريم
به فردا بيند يش
        به طلوعي ديگر
                و به آغازي دوباره
                        و ما گشايندهء راهيم
                لغزش
                    صبر
                        مداومت 
            ولي بدان و باور كن
                    اينجا بي شك آغاز بودن ماست

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط سوگند در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:17

( تقدیم به کسی که همیشه در انتظار آمدنش هستم)

از انتهای کوچه های دل من سلام میدهم به تو ....
چکیده ای از این نگاه خیس من به سوی جاده های زرد میدود..
نسیمی از غم و ترانه و غزل
به سمت کوچه می وزد
من انتهای کوچه ام در انتظار تو....

وداع نامه ی دلم در انتظار گامهای سبز توست...خوب من..بیا!

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط سوگند در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 10:6

 

همسرعزیزم تولدت مبارک

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط سوگند در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 13:33

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط سوگند در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 13:19

تقدیم به همسر عزیزم که همیشه نظراتش برام سازنده وراهگشا هست

باتو بودن، همیشه پر معناست

بی تو روحم گرفته و تنهاست

با تو یک کاسه آب، یک دریاست

بی تو، دَردم به وسعت صحراست

 

با تو بودن همیشه پر معناست

 

با تو آسان هزار کارِ خطیر

با تو ممکن جهادِ با تقدیر

بی تو، با غم، برهنه همچو کویر

با تو یک غنچه، دشتی از گلهاست

 

با تو بودن همیشه پر معناست

 

ای تو، تعریف ناپذیرترین

بی تو، من، کوچک و حقیرترین

...



ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط سوگند در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 18:45

 

خوشا صبحي كه چون از خواب خيزم
به آغوش تو از بستر گريزم
گشايم در به رويت شادمانه
رخت بوسم،به پايت گل بريزم

 

نه از خاکم نه از بادم

نه در بندم نه آزادم

نه آن لیلا ترین مجنون

نه شیرینم نه فرهادم

فقط مثل تو غمگینم

فقط مثل تو دل تنگم

اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتاب

بدون تو چه بی رنگم

بدون تو چه بی تابم

 

دوستت دارم  دوستت دارم  دوستت دارم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط سوگند در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 14:41

                  تقدیم به تو عزیزم، مهربانم،  

 

                 آرام جانم

 

فکر می کردم عاشقی فقط  توی ترانه هاست

قصه ای گمشده تو غبار رویاهای ماست

 

فکر می کردم مگه میشه با یه چشم به هَم زدن

دل به دریا زد و رفت تا مرز دیوونه شدن

 

با خودم می گفتم این حرفا فقط تو قصه هاست

عشق فقط یه دلخوشی برای زندگی ماست

 

اما با دیدن تو دلم بهونه گیر شده

انگار این ماهی مغرور توی تور اسیر شده

 

حالا می بینم که آسمون چقدر آبی تره

چشم تو منو تا بی کران رویا می بره

 

فکر می کردم نمیشه، اما شد و حالا دیگه

این دیوونه فقط از نگاه تو غزل میگه

 


ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط سوگند در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 18:16

 

دلدارم!

تو همان نیمه ی دیگر زیبای منی

               همو که از زمانی که از دستان پاک خداوند برآمدیم

                                                                کم داشتم!

عزیزم تو به ژرفای دریا و وسعت کویر بزرگی و من قادر به ستایش تو در جملات قصارم نیستم

( این یک خط ناقابل تقدیم می کنم به نامزد عزیزم و از خدا می خواهم که در تمام لحظات زندگی در کنار ما باشد.  )

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط سوگند در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 0:9

هروقت از کسي جدا شدي بهش بگو براي هميشه خداحافظ هرچند با اين کار قلب او را ميشکني واو را نارحت ميکني ولي از انتظارنجاتش ميدهي

²²²²²²²

سيب مي افته فقط به خاطره تو چون تو تنها جاذبه ي زمين هستي

²²²²²²²

اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشكنه و میره . دومین کسی رو که دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش میای دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشكنی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه…..اینطوریه که دل همه آدما میشکنه و عشقی وجود نخواهد داشت.

²²²²²²²

بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد

²²²²²²²

یادته یه روز بهم گفتی: هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده، گفتم: اگه بارون نبود چی ؟ گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش میگیره، گفتم: یه خواهش دارم، وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار، گفتی: چشم، حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمیباره، تو هم اون دور دورا ایستادی و بهم میخندی

²²²²²²²

كسي يه روزي مياد يه روزي ميره، يكي با دلش ميره، يكي با پاهاش، ولي مواظب باش كسي با پاهاي خودش از دلت نره

²²²²²²²

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

²²²²²²²

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه

²²²²²²²

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس بخندو ببخش و

فراموش کن

²²²²²²²

ببین دیگه به این شماره نه زنگ بزن نه اس ام اس بده شوخی هم ندارم میخوام این خط رو بفروشم تا دلت رو بخرم

²²²²²²²

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

²²²²²²²

دنيا دو روز است يک روز با تو يک روز بر عليه تو ........... روزي که با تو ست مغرور نشو .... روزي که بر عليه توست ما يوس نشو

²²²²²²²

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

²²²²²²²

ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيداکنی

²²²²²²²

انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت

²²²²²²²

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد

²²²²²²²

زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يکبار است اما جدايي بسيار است

²²²²²²²

سلام،ميدوني رفيق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانايي هم معني نداشت. اگه زشتي نبود زيبايي هم بي معني بود. ميبيني؟ دنيا به تو هم نياز داره

²²²²²²²

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر مي گويم به يادت در قفس غمگين و خسته ... من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي ... ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي

²²²²²²²

ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ وقت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي مني

²²²²²²²

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

²²²²²²²

تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند

²²²²²²²

در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد

²²²²²²²

هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست

²²²²²²²

اگه یه روز خواستی بری حتما خبرم کن قول میدم ازت نخوام بمونی ولی ازت میخوام زود برگردی

 

²²²²²²²

اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری

²²²²²²²

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آمدند. دلم برات

تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.

²²²²²²²

بازهم کبوتراحساسم بال می گشاید تادرآبی بی کران آسمان قلبت به پروازدرآید.گویا سالهاست که مفهوم پرواز درگنجایش ذهنش نیست.

²²²²²²²

اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم

²²²²²²²

سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني

²²²²²²²

اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد

²²²²²²²

تجربه شانه ايست که طبيعت وقتي ما کچل ميشويم, به ما مي دهد!

²²²²²²²

من اون ماهی قرمز کوچولوهستم تو دل شیشه ای تو


*
*
*
مراقب باش دلت نشکنه که من میمیرم

²²²²²²²

اول به نام عشق. . . دوم به نام تو. . . سوم به ياد مرگ . . . بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ

²²²²²²²

زمان! به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست

²²²²²²²

مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني

²²²²²²²

ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم

 

²²²²²²²

هر کجا که هستي بلوتوث قلبت رو روشن کن تا تمام وجودم رو برات سند کنم.

²²²²²²²
تيك تيك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستي ها هيچگاه نمي ميرند

²²²²²²²

هواشناسي طي 24 ساعت گذشته اعلام کرد

:
.
.
.
اينجا يه نفر خيلي دلش هواتو کرده

²²²²²²²

دستتو مشت کن..... مشته؟

مشته مشته؟

حالا محکم بزن تو چشمت تا کور بشي دوريمو نبيني......!!!

²²²²²²²

ميدوني اگه تموم زنبوراي دنيا نيشت بزنن حقته چون تو خيلي گلي

²²²²²²²

اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا

²²²²²²²

ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم

²²²²²²²

بابام گفت : عشق کشکه ! منم جواب دادم : زندگي هم آشه ؛ بدون کشک بي مزه ميشه

²²²²²²²

آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد...... و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد

²²²²²²²

چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان... پس از گذشتن!

²²²²²²²

بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد.

²²²²²²²

ثمره عمر آدمي يک نفس است و آن نفس از براي يک همنفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يک نفس از براي عمري بس است.

²²²²²²²

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد

²²²²²²²

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

²²²²²²²

عشقي که تو را نثاره کردم در سينه ي ديگري نخواهي يافت ... زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذري نخواهي يافت

²²²²²²²

هرگز هيچ حسرتي در دنيا اين چنين يک جا جمع نمي شود که در اين سه واژه کوتاه : او ـ دوستم ـ ندارد

²²²²²²²

هر کی با زمزمه عشـق دو سه روزی عـاشقـم شـد عشـق اون باعـث زجـر همـه دقایقـم شـد اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید

²²²²²²²

دنيا دوروز است : يک روز با تو ويک روز برعليه تو روزي که باتوست مغرور نباش وروزي که برعليه توست صبور باش هردو پايان پذيرند

²²²²²²²

هيچ چيز ويرانگرتر ازاين نيست كه متوجه شويم كسي كه به آن اعتماد داشته ايم عمري فريبمان داده است يکي باش براي يک نفر ...نه تصويري مبهم در خاطره ها

²²²²²²²

زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز

²²²²²²²

سعي نكنيم بهتر يا بدتر از ديگران باشيم ، بكوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم - ماركوس گداوير

²²²²²²²

حكايت جالبي ست كه فراموش شدگان هرگز فراموش كنندگان را فراموش نميكنند

²²²²²²²

آنگاه که زندگي همچون ترانه اي جاري مي گردد شاد بودن آسان است اما ارزش انسان زماني آشکار مي گردد که در شرايط آشفته نيز لبخند به لب دارد

 

 

 

 

²²²²²²²

ظاهر و باطن شما بايد با هم همساز باشند, هدفهايتان بايد به بلنداي قامتتان و صبر و بردباريتان به وسعت تمام وجودتان باشد. براي اينکه درون و بيرونتان يکسان پرشکوه و متعالي شود بايد براي خود فلسفه زندگي داشته باشي

²²²²²²²

عشق يک جوشش کور است و پيوندي از سر نابينايي . اما دوست داشتن پيوندي است خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي کند و تا هر جا که يک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج مي يابد

 

²²²²²²²

زندگي 2 چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو

²²²²²²²

عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه.

²²²²²²²

هنگامي که محبت به شما اشاره مي کند، به دنبالش برويد، اگر چه داراي راههاي دشوار و پر فراز و نشيب بوده باشد

²²²²²²²

قوانين شاد زيستن : 1- اگر شما چيزي را دوست داريد از آن لذت ببريد . 2 - اگر شما چيزي را دوست نداريد از آن دوري جوئيد. 3 - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از ان دوري کنيد آن را تغيير دهيد. 4 - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از آن دوري کنيد و نمي توانيد آن را تغيير دهيد آن را بپذيريد. 5 - با تغيير نگرشتان نسبت به چيزهايي که انها را دوست نمي داريد انها را بپذيريد

²²²²²²²

بگير اين گل از من ياد بودي که تنها لايق اين گل تو بودي فراوان آمدند اين گل بگيرند ندادم چون عزيز من تو بود

²²²²²²²

مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد

²²²²²²²

هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسيش چيزي رو بنويس که بتوني پاش امضا کني چيزي رو امضا کن که بتوني پاش بايستي

²²²²²²²

به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت

²²²²²²²

انسان نقطه اي است بين دو بي نهايت . بي نهايت لجن و بي نهايت فرشته.

²²²²²²²

زندگي مثل يك پيانوست . همان چيزي را مي شنوي كه مي نوازي

²²²²²²²

دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن.

²²²²²²²

شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ماهي مرده هم بر مي آيد.

²²²²²²²

به هم رسيدن شروع است با هم ماندن پيشرفت است با هم كاركردن موفقيت است.

²²²²²²²

عصبانيت انتقام اشتباهات ديگران را از خود گرفتن است

²²²²²²²

منو عشق آسمونيت منو اون نامهربونيت منو حرفاي نگفته منوکشته زخم دوريت.

منو باور نگاهت منو حادثه هاي خامت من و تو و ياد و خيالت

من و تو خاطرهامون من و تو همه نگامون

نشدم جدا يه لحظه من اسير لحظه هامون

گفتي نمي خواي بموني کنارم برو ديگه باهات کاري ندارم

واسه عشق آسمونيتون همه مهربوني تو دلم جايي برات ندارم

گفتم نمي خواي ببيني کي هستم همه زندگيمو پاي تو بستم

بيا خستم منتظر نشستم نگو مستم قلبمو شکستم

يادته شباي پر غم و غصته نمي خواستم ببينم اشک چشاتو

حالا نيستي ببيني دارم ميميرم واسه ديدن يه لحظه خندهاتو

همه زندگيم بود به پاي تو بودن نفسم بود براي تو

ولي راحت کردي تو فراموشم فکر کردي شمعمو من تموم مي شم

سرت شلوغه آخه وقت نداري همگاني شدي تو که شان نداري

تو که مي گفتي چيزي کم نداري وقتي با مني هيچ وقت غم نداري

پس ديدي زير پات له شدم تو مه شکنو منم مه شدم

مي خوام باهم باشيم هنوز تا ابد اگه اين دستو نبردم بريم دست بعد

يادته شبهاي پر غم و غصته نمي خواستم ببينم اشک چشاتو

حالا نيستي ببيني دارم ميميرم واسه ديدن يه لحظه خندهاتو

²²²²²²²

زمين ميخواست ابراز احساسات كند، آتشفشان سرازير شد

²²²²²²²

در واقع ما هرگز بزرگ نمي شويم. فقط ياد مي گيريم که در اجتماع چگونه رفتار کنيم

²²²²²²²

وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه

²²²²²²²

اميد بهترين چيزهاو انتظاربدترين چيزها را داشته باش،زندگي يك بازي است وما هيچ كدام تمرين نداريم

²²²²²²²

يك روز رسد غمي به اندازه كوه

يك روز رسد نشاط به اندازه دشت افسانه زندگي چنين است گلم...

در سايه كوه بايد از دشت گذشت

²²²²²²²

نه از رومم نه از زنگم همان بي رنگ بي رنگم!

²²²²²²²

هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...

²²²²²²²

همه مي گويند عاشقي يک شب است و هزار شب پشيماني.اکنون هزار شب پشيمانم که چرا يک شب عاشق نبودم.

²²²²²²²

مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر بهم نخوره.پس اگه کسي رو دوست داري براي داشتنش سالها صبرکن.

²²²²²²²

ويليام شکسپير ميگه: اون وقتي که فکر مي کني کسي نيست که حرف دلت رو بفهمه ، کسي هست که واسه ديدنت روز شماري مي کنه

²²²²²²²

هر قطره اشک نشانه دل شکسته گيست، هر سکوت نشانه تنهايي است هر لبخند نشانه مهرباني است و هر اس ام اس نشانه دل تنگي من براي توست

²²²²²²²

در زندگي چنان مشغول كار باش كه حتي فرصت پيدا نكني كه بينديشي در دنيا چيزي به نام

نا اميدي وجود دارد

²²²²²²²

اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشتو رفت علاوه بر اينکه يه خاطره به جا مي ذاره
مي تونه يه تجربه هم به جا بذاره پس سعي کن خاطره هاي خوب و تجربه هاي مفيد رو به خاطر بسپاري.....دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند

²²²²²²²

آنکس که مي گفت دوستم دارد، عاشقي نبود که به شوق من آمده باشدرهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

²²²²²²²

اين دوتا هم از دوست خوبم سودا گر مرگ :

هر كه از يار تحمل نكند يار مگويش،و آنكه در عشق ملامت نكشد مرد نخوانش

²²²²²²²

بيهوده متاز ، مقصد خاك است

²²²²²²²

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه

²²²²²²²

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر مي گويم به يادت در قفس غمگينو خسته ... من چه تنها و غريبم بي تو در درياي

هستي ... ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي

²²²²²²²

عشق از هر گل سرخي دلپذير تر است ، اما خارهاي آن قلب تو را عميق تر از هر خاري سوراخ مي كند

²²²²²²²

در اين دنياي نامردان که مردانش عصا از کور مي دزدند منم خوش باور نادان محبت آرزو کردم

²²²²²²²

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

²²²²²²²

مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود

²²²²²²²

اگه سلطنت بلد نباشم سلطنتنميکنمٍ اگه زندگي بلد نباشم زندگي نميکم اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطره تو يادميگيرم

²²²²²²²

من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست

²²²²²²²

سنگ قبرم را نميسازد کسي .مانده ام در کوچه هاي بي کسي.بهترين دوستم مرا از ياد برد سوختم خاکسترم را باد برد

²²²²²²²

آرام باش ،توكل كن،تفكر كن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را ميبيني كه زودتر از تو دست به كار شده اند.

²²²²²²²

با تو زندانم ! با تو آزادم ! با تو قفسم ! با تو انبوهي از تضادم ! سرخ و سبز ، صورتي و آبي ... زمزمه مي كنم هر لحظه هرز ، ترا

²²²²²²²

بيهوده از بهشت سخن مي رانيم ... تنها يك روز پريدن به آنطرف ديوار بهشت موعود است ... پرواز كن قناري و نترس ... آسمان براي تو بي انتهاست

 

 

 

²²²²²²²

بر سنگ قبر من بنوسيد خسته بود . اهل زمين نبود. نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد مانده بود.

²²²²²²²

ديگه يار نمي خوام وقتيکه مي بيني عشق دوروغه چراغش بي فروغه آخه وقتي که وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟؟؟

 

²²²²²²²

اگه مغرورم اگه زخمي و خسته ام تو ببخش اگه دورم اگه زندوني و بسته ام تو ببخش

²²²²²²²

آرزويم اين است/نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد/نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز/و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي/ آنکه تو را مي خواهد و به لبخند تو از خويش رها مي گردد/ و تو را دوست بدارد هر آن اندازه که دلت مي خواهد

²²²²²²²

شايد زندگي اون جشني نباشه که انتظارشو داشتي ولي حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص

²²²²²²²

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا

تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگر روزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم

²²²²²²²

طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا ميشه

²²²²²²²

خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان بايد از جان گذرد هر كه شود همدمشان روزي كه سرشتند
ز گٍل پيكرشان سنگي اندر گٍلشان بود و همان شد دلشان

²²²²²²²

در غريبي ناله ها کر دم کسي يادم نکرد ، در قفس جاندادم و صياد ازادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگي سيرم نمود، آرزوي مرگرکردم مرگ هم يادم نکرد

²²²²²²²

چنين با مهرباني خواندنت چيست ؟ بدين نامهرباني راندنت چيست ؟ بپرس از اين دل ديوانه من که اي بيچاره ماندنت چيست ؟

²²²²²²²

مي گن خدا بهترين نعمتش رو به بهترين بنده اش ميده ... ولي من که بهترين بنده اش نيستم ..پس چرا تورو به من داده ؟!

²²²²²²²

مي دوني اگه خورشيد بميره چي مي شه . اونوقت زمين دورتومي گرده . ولي من نمي زارم چون فقط من بايد دورت بگردم

²²²²²²²

بازي روزگار را نمي فهمم! من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را..... ديگري مرا..... و همه ما تنهاييم

²²²²²²²

نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي

 

 

²²²²²²²

دوستت دارم.به وسعت یه کهکشان.ای نام تو مرهم روح و روانم می خوانم از تو و می گویم که به پای تو مانند شمعی آب می شوم تا پایان.

²²²²²²²

پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست..هر وقت تونستي با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر يك پازل جديد براش ساختي هنر كردی

²²²²²²²

دو سه ده سال که از عمر گذشت آینه بانگ زند ای جوان پیر شدی قله ی عمر گذشت، باخبر باش که از قله سرازیر شدی

²²²²²²²

درشیرینی بوسه غرق بودیم که ناگهان شوری اشک رابر لبانم احساس کردم وفهمیدم که این بوسه جدایی است.

دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه

²²²²²²²

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

²²²²²²²

سلام از معاملات عشقي مزاحمتون ميشم ببخشيد قلب شما مستاجر نمي خواد؟؟؟؟

²²²²²²²

عشق دروغی بود که در تمام این سال ها باورش داشتم و چه تاوان سنگینی داشت همین اشتباه کوچک

²²²²²²²

می خوام به کسی که خودش می دونه کیه بگم:

دوستت دارم! با تمام نا مهربونیات با تمام....بازم دوستت دارم

²²²²²²²

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال

²²²²²²²

كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

²²²²²²²

فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند

²²²²²²²

وقتی با 1 انگشت به سمت کسی اشاره مي کنی و مسخرش ميکنی اگه خوب به دستت دقت کنی 3 تا انگشتت به سمت خودته

²²²²²²²

الهي بميرم سياه پوشت کنم نه آنکه بمانم و فراموشت کنم

²²²²²²²

از اینکه زندگیتان پایان می یابد نترسید ...از این بترسید که زندگی را هیچ گاه آغاز نکنید

²²²²²²²

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر
شداز گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

²²²²²²²

يادگار تو برايم چه بود جزء خنده اي که تا بي نهايت بر تابوت چهره ام مي ماند . تو را به دريا مي پنداشتم آبي و پاک ، چه مي دانستم دريا هم رود مي بلعد

²²²²²²²

عاشق: گفته بودند عشق طوفان مي كند هر چه مي خواهد دلش ان مي كند گفته بودند عشق درد بي دواست علت عاشق زعلت ها جداست آري اكنون آگه از آن مي شوم زان همه جستن پشيمان مي شوم چند روزي هست حالم ديدني است حال من از اين و آن پرسيدني است

فرشتهها وجود دارند اما بعضي وقتها چون بال ندارند، ما بهشون ميگيم: دوست!

²²²²²²²

تحمل تنهايي از گدايي دوست داشتن آسانتر است، تحمل اندوه از گدايي شادي راحتتر است. بهتر است انسان بميرد تا به گدايي زندگي برخيزد

²²²²²²²

اگر ميتوانستم مجازاتت کنم از تو ميخواستم به اندازهاي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي.

²²²²²²²

پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند

²²²²²²²

بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است كه درمان ندارد

 

²²²²²²²

ميدوني چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زيادت به ماه با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو حرف نداري


²²²²²²²

برو به جهنم، چون فقط تو هستي كه ميتوني جهنم رو بهشت كني!


²²²²²²²

يك رو تو جهنم همديگهرو ميبينيم، آخه هردومون جهنمي هستيم، تو به جرم اينكه قلبم رو دزديدي و من به خاطر اينكه جاي خدا تو رو ميپرستم!


²²²²²²²

به تو يك «سمبوسه» ميدم كه دو حرف اولش مال دشمنانت باشه و چهار حرف آخرش مال خودت باشه!


²²²²²²²

جبران خليل جبران ميگه:تنها عشق و مرگ هستند که همه چيز را دگرگون ميکنند

²²²²²²²

من پر از حرف سکوتم خالیم رو به سقوطم بی توو آبی عشقت تشنه ایم کویر لوتم نمیخوام آشفته باشم آرزوی خفته باشم تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش شبو از قصه جدا کن چکه رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های آخر من


²²²²²²²

بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا


²²²²²²²

هر وقت بعد 120 سال رفتي اون دنيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت

²²²²²²²

هرگاه احساس کردي که گناه کسي آنقدر بزرگ است که نميتواني او را ببخشي بدان که اشکال از کوچکي روح توست، نه از بزرگي گناه او


²²²²²²²

رسول خدا(ص): کسي که حاجت برادر مومن خود را برآورده سازد ، مانند کسي است که عمر خود را به عبادت گذرانيده باشد)

²²²²²²²

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟ جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم


²²²²²²²

آسمون به ماه ميگه: عشق يعني چي؟ ماه ميگه: يعني اومدن دوبارهي تو...، ماه ميگه؟ تو بگو عشق يعني چي؟ آسمون ميگه : انتظار ديدن تو


²²²²²²²

زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم دل هيچکس سنگ نيست ما سنگش ميکنيم


²²²²²²²

آخر يه روز پرينت قلبم رو مي گيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صد بار مي گم دوستت دارم


²²²²²²²

هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم

²²²²²²²

گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟


²²²²²²²

فرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم

²²²²²²²

تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايی را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد


²²²²²²²

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ مي زنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ولي تو اون رو نمي شناسي


²²²²²²²

از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟ وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟ چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش ز دوريت چه كنم ؟ گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه دوستت دارم.


²²²²²²²

در اين دنيا کسی عاشق نمي مونه اخه هيچ کس از اون چيزی نمي دونه همه مي خوان بگن که عاشق هستن ولی انگار همه دنيا پرستن کسی که عاشقه دنيا نداره اخه دل که با اون کاري نداره!!


²²²²²²²

مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه


²²²²²²²

اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بيبهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست


²²²²²²²

دستتو بکن تو موهات و يک تارشو بگير تو دستت.....گرفتي؟حالا اوني که تو دستته.همونو به صد تا دنيا نميدم

²²²²²²²

كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم د لم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم


²²²²²²²

دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم


²²²²²²²

من ياد گرفتم ، که سالها طول ميکشه که بين آدمها اعتماد بوجود بياد ولي فقط يکمي سو ظن (نه دليل) کافيه که همشو از بين ببره


²²²²²²²

معلم پرسيد عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم :يک بخش اما ازوقتي تورا شناختم فهميدم عشق 3 بخشه :1 عطش ديدن تو:2 شوق با توبودن :3 واندوه بي تو بود


²²²²²²²

يه دوست، فردي هست که آهنگ قلبت رو مي دونه و مي تونه وقتي تو کلمات رو فراموش مي کني اونا رو واسه ات بخونه


²²²²²²²

من عشق را در تو تو را در دل دل را موقع تپيدن و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم


²²²²²²²

بی تو امشب باز يک گوشه نشستم در خيالم آمدم پيش تو و گفتم که خستم از همه چيز و همه کس به تو گفتم های های گريه کردم زار زار ناله کردم گفتم اينجا غصه دارم هيچکس را هم ندارم از همه چيز و همه کس من گسستم با همين دستهای بستم مثل اينکه کودک هستم از تو پرسيدم تو ميدانی که هستم؟ تو به من خنديدی و گفتی که باز هم در اين دنيای زيبا چشم بر خوبيها بستم


گوييم که بيدار شديم اين چه خيالست بيداري ما چيست بيداري طفلي است که محتاج لالاست


²²²²²²²

عشق چيست؟؟؟؟سه ثانيه نگاه، سه دقيقه خنده، سه ساعت صفا، سه روز آشنايي، سه هفته وفاداری، سه ماه بيقراری، سه سال انتظار سي سال پشيمانی.

²²²²²²²

کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست


²²²²²²²

پیام زرتشت: خرد بر پایه دیدن و پژوهیدن استوار است نه بر پندار باقی و پیش داوری و شنیدن. کسی که بر قلب خود غلبه نکرد ، بر هیچ چیز غالب نخواهد شد. نیکی و سود خویش را در زیان دیگران مخواه. هر گفتار و کرداری را با ترازوی عقل بسنجید و آنگاه اگر نیک آمد به پیروی از آن پردازید. فرزانگان هستند که درست بر می گزینند ، نه بداندیشان. نیک میدانم که هیچ نیایشی نیست که از جان و دل بر آید و بی پاسخ بماند. فزون تر از تن زن ، دل و جان و روان او را در یابید و بر آن ارج نهید. تنها راه رستگار


²²²²²²²

تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست! تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه! تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من! من زنده هستم!


²²²²²²²

گل نيست چنين سركش و رعنا ، كه تويي مه نيست بدين گونه فريبا ، كه تويي غم برسر غم ريخته ، آن جا كه منم دل برسردل ريخته ، آنجا كه تويی

يه دوست، فردي هست که آهنگ قلبت رو مي دونه و مي تونه وقتي تو کلمات رو فراموش مي کني اونا رو واسه ات بخونه

²²²²²²²

من از تجربه های تلخ آموختم که هیچ شاخه ای از هیچ ساقه ای جدا نیست و هیچ ساقه ای از هیچ برگی راضی نیست...برگ از درخت دلخوره پاییز بهانه ای بیش نیست...پرنده همیشه بر درخت ثابت نیست...اما تو بی حاصل به خاک ایمان آوردی؟...میشه مثل یه قطره اشک منو از چشمهات بندازی...ولی من نمی تونم جلوی اشکم رو که از رفتن تو سرازیر شده بگیرم...ببین ..من یه دل دارم که کارش منت کشیدنه....تو مقصر نیستی خودم خواستم کنار آرزوهات اردو بزنم


²²²²²²²

از کبوترپرسیدم : زندگی چیست؟ پرهایش را تکان داد و جواب نداد ازدریا پرسیدم:زندگی چیست؟ خروشید و جوابم را نداد ازآفتاب پرسیدم:زندگی چیست؟ غروب کرد وجوابم را نداد ازانسان پرسیدم:زندگی چیست؟ گفت: زندگی خون دل خوردن است اولش عشق وبعد مردن است


²²²²²²²

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند گرگهايي كه لباس پدري ميپوشند آنچه ديدند به مقياس نظر ميسنجند عشقها را همه با دور كمر ميسنجند خب، طبيعي است كه يك روزه به پايان برسند عشقهايي كه سر پيچ خيابان برسند


²²²²²²²

زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است

²²²²²²²

تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست! تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه! تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا

 

²²²²²²²

زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من! من زنده هستم!


²²²²²²²

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار ا ز من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم


²²²²²²²

اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست، وفا آنست که نامت را هميشه روي لب دارم


²²²²²²²

عشق را وارد کلام کنيم تا به هر عابري سلام کنيم و به هر چهره اي تبسم داشت ما به آن چهره احترام کنيم زندگي در سلام و پاسخ اوست عمر را صرف اين پيام کنيم عابري شايد عاشقي باشد پس به هر عابري سلام کنيم

 

 

²²²²²²²

بار خواب ديدن تو... به تمام عمر ميارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد


ب²²²²²²²

راش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس


²²²²²²²

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم


²²²²²²²

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم


²²²²²²²

هرگز نديدم بر لبی لبخند زيباى تورا" "هرگز نمى گيرد كسى در قلب من جاى تورا"

²²²²²²²

با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط ختي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح

 

²²²²²²²

ميايي؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام رز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي


²²²²²²²

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام


²²²²²²²

عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو زير باران خيس شوند عشق آن است كه يكي چتر شود براي ديگر... و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشود


²²²²²²²

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي داشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد


²²²²²²²

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

²²²²²²²

شب را دوست دارام بخاطر سكوتش سكوت را دوست دارم بخاطر آرامشش آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهايي تنهايي را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش


²²²²²²²

گفت بنويس گفتم با چه بنويسم قلم ندارم گفت با استخوانت بنويس گفتم مركب ندارم با چه بنويسم گفت با خونت بنويس گفتم ورق ندارم بر روي چه بنويسم گفت بر روي قلبت بنويس گفتم چه بنويسم گفت بنويس دوست دارم


²²²²²²²

کاش مي ديدم چيست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاريست! صداي قلب تو را ،پشت آن حصار بلند هميشه مي شنوم من در آن لحظه که صداي موسيقي احساس تو را مي شنوم برگ خشکيده ي ايمان را در پنجه باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر مي بينم..... کاش مي گفتي چيست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاريست


 

 

 

²²²²²²²

وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است................. وقتي که خنديديم گفتن ديونه است.................. وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره............................. وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش............................. وقتي که حرف زديم گفتن

پرحرفه.......................................... ......... وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه........................................ ........... حالا ام که عاشقيم مي گن گناه


²²²²²²²

سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

²²²²²²²

ديدی غزلی سرود؟

عاشق شده بود.

انگار خودش نبود

عاشق شده بود.

افتاد.شکست . زير باران پوسيد

آدم که نکشته بود

عاشق شده بود


²²²²²²²

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد


²²²²²²²

هميشه سعی کن با کسی دوست شوی که دلش بزرگ باشد.چون خودت را برای ورود به قلبش کوچک نکنی.


²²²²²²²

من به دنبال کسی ميگردم که غمش را با من تقسيم کند من دلم را با او و پس از آن هر دو با هم به تماشای بهار برويم.


²²²²²²²

دلم غمگين نگام ابري چشام بارون صدام ابري طلوع عشق من بي رنگ غروب گريه هام ابري منو دلتنگيه گريه به روي شونه هاي تو مي شم بارون دلتنگي مي بارم ازچشاي تو نمي خوام بي تودنيارو باگل ها وباگلدون هاش نمي خوام بي توفردارو باتابستون هازمستون هاش

²²²²²²²

اگه يه روز نشه که ديگه با تو باشم

برات می نويسم خدا نخواست ما با هم باشيم

ولی بدون اون روز روزه مرگ عشق منه


²²²²²²²

قد ۱۰۰ تا قابلمه با هرچی لب تو عالمه می بوسمت قبل همه. به شرطی که بهم بگی دوست دارم يه عالمه. حالا دوسم داری يه عالمه؟


²²²²²²²

برو زير بارون دست تو باز کن .به تعداد قطرههاي باروني که گرفتي دوستم داري و به تعداد قطرههايي که نگرفتي دوست دارم


²²²²²²²

انگار ولگرد شده بودم به جستجوي نشاني ات به تمام جهان سر زدم اما نبودي به دور رفتم حتي به سرزمين خوشبختي در افسانه هاي پدربزرگ كه حقيقت نداشت هيچ كس نبود انگار تو هم ولگرد شده بودي


²²²²²²²

²²²²²²²

نظر دبيران در مورد عشق: دبير ديني:عشق يك موهبت الهي است. دبير ورزش:عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود. دبير شيمي:عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند. دبير اقتصاد:عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود. دبير ادبيات:عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد. دبير جغرافي:عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند. دبير زيست:عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد ميشود


²²²²²²²

هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم

²²²²²²²

اون وقتي که فک مي کني کسي نيست که حرف دلت رو بفهمه ، کسي هست کسي هست که واسه ديدنت روز شماري مي کنه.


²²²²²²²

سرزمين عشق رشته کوهي است به نام صفا که اين رشته کوه آبرفتي دارد به نام وفا و اين آبرفت به پيچي مي رسد به نام وداع( به اميد اينکه هرگز به اين پيچ نرسيم.


²²²²²²²

تو را براي وفاي تو دوست مي دارم

وگرنه دلبر پيمانه شکن فراوان است.


پ²²²²²²²

در عشق بسوزد كه سوزاند جگرم دوست دخترم مادر شدو من هنوزم پسرم

²²²²²²²

اگه گفتي اين چيه؟


>->O
اين منم که از دوريه تو مردم.


²²²²²²²

سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم آيا مي توانيم همــــــــــسايه شويم؟


²²²²²²²

اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشکنم تا زماني که ميافتي در آغوشم بگيرمت


²²²²²²²

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است


²²²²²²²

چشمهاي تو به من مي بخشد شور و عشق و مستي و تو چون مصرع شعري زيبا سطح برجسته اي از زندگي من هستي

²²²²²²²

درشکه اي مي خواهم سياه که ياد تو را با خود ببرديا نه نه!!! ياد تو باشد مرا با خود ببرد


²²²²²²²

تکيه بر ابر کردم ابر ناليدن گرفت

تکيه بر آب کردم دريا خروشيدن گرفت

تکيه بر ديوار کردم خاک بر فرغم نشت

خاک بر فرغش نشيند آنکه يار از من گرفت


²²²²²²²

من ، تو ..........مقصر ويرگول است


²²²²²²²

از ميان تمام بازي هاي کودکانه تنها" يادم تو را فراموش "را خوب بلد بودي


²²²²²²²

گاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم مياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم مياره

²²²²²²²

افسوس که عشق جاودانه نيست.عشق گل سرخيست که طاقت طوفان را ندارد. عشق يک خاطره سبز است که از آمدن پاييز ميترسد

²²²²²²²

دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل

²²²²²²²

يه دکمه از اون گوشي همراهت رو به ياد من بزني . حتي بي معني هم باشه خوشحال ميشم . چون يقين ميکنم که به ياد منهستي


²²²²²²²

هيچ کس از راز دلم آگاه نيست.هيچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسيرقلب توام.چون مسافري و مقصدم افق دورچشمان توست

²²²²²²²

وقتي داري فکر مي کني که من دارم فکر مي کنم که تو داري فکر مي کني که من به چي فکر مي کنم دوست دارم که فکر کني به تو فکر مي کنم


²²²²²²²

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود مي شود


²²²²²²²

ميروي و من فقط نگاهت ميكنم تعجب نكن كه چرا گريه نميكنم بي تو، يك عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يك لحظه باقي است و شايد همين يك لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

²²²²²²²

اي که دور از من و در قلب مني با خبر باش که دنياي من شاديت شادي من غصه ات غصه من قلب تو خانه من خانه تو قلب من.....

²²²²²²²

روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك

كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود

²²²²²²²

دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت


²²²²²²²

وقت دل تنگ ميشم پشت در قلبت هي در مي زنم ، پس هر وقت قلبت ميزنه بدون دلم برات تنگ شده


²²²²²²²

داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ،اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند


²²²²²²²

تبسم نگاه تو نشان عشقي آشناست ...!

²²²²²²²

درون کوچهً قلبم، چه غمگینانه می پیچد صدای تو که می گفتی ، به جز تودل نمی بندم


²²²²²²²

من و تو مثل دو خط موازی هستیم که اگه م به هم نرسیم همیشه در کنار هم هستیم


²²²²²²²

میدونی فرق تو با روز چیه؟ روز باید 30 تاش رو جمع کنی تا 1 ماه بشه اما تو همین جوری ماهی


²²²²²²²

ميدونی علت کسوف و خسوف چيه ماه و خورشيد واسه ديدن تو دعوا می کنن


²²²²²²²

اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد


²²²²²²²

فرقي نمي کند گودال آب کوچکي باشي يا درياي بيکرانزلال که باشي، آسمان در توست


²²²²²²²

حالا فكر كردي كه چرا بعضي وقتها زمين ميخوريم؟ از بد شانسيمون نيست، طبيعت ميخواد به ما ياد بده كه چطور دوباره بلند بشيم


²²²²²²²

سرنوشت ننوشت گر نوشت بد نوشت اما باور كن نمي توان سرنوشت را از سر نوشت

²²²²²²²

باران نمي شوم که نگويي با چه منتي خود را به شيشه مي کوبد تا پنجره را باز کنم و نيم نگاهي بيندازم.ابر مي شوم که از نگراني يک روز باراني هر لحظه پنجره را بگشايي و مرا در اسمان نگاه کني...


²²²²²²²

با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند


²²²²²²²

مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند.

²²²²²²²

چشمانتکارناوالِ آتشبازيست!يکروز در هر سالبرايتماشايشميروموَ باقيِ روزهايمراوقفِ خاموشکردنِ آتشيميکنمکهزيرِ پوستم شعلهميکشد !


²²²²²²²

چنان دل کندم از دنيا که شکلم شکل تنهايي ببين مرگ مرا در من که مرگ من تماشايي است مرا در اوج مي خواستي تماشا کن ...... تماشا کن

²²²²²²²

دفترم را باز مي كنم .اولين صفحه حكايت از رفتنت دارد.. به صفحات ديگه نگاه مي كنم .تمام صفحات را از نبودنت.از غم دوريت از چشم انتظاريم واميد به باز گشتت پر كرده ام... تنها يك برگ سفيد باقي مانده كه براي آمدنت خالي گذاشته ام.

تکه هاي قلبم را با تو قسمت مي کنم. شايد هيچ اثري براين سرماي زمستاني نداشته باشد؛اما....... براي لحظه اي مي توني ،گرماي عشق واقعي را در دستانت حس کني

²²²²²²²

با خودم عهد بستم بارديگرکه تورا ديدم، بگويم ازتودلگيرم ولي بازتورا ديدم و گفتم: بي توميميرم


²²²²²²²

عشق از دوست داشتن پرسيد فرق من و تو چيست؟ پاسخ داد: من با يك سلام شروع ميشوم و تو با يك نگاه. من با يك دروغ از بين ميروم و تو با مرگ


²²²²²²²

کهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم کفشاي پاره ميخريم اسباب کهنه ميخريم بي اختيار داد ميزنم کهنه فروش قلب شکسته ميخري


²²²²²²²

زرد است که لبريز حقايق شده است...تلخ است که با درد موافق شده است ...شاعر نشدي وگرنه ميفهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است


²²²²²²²

هميشه با به دست آوردن اون کسي که دوستش داريم نميتوانيم صاحبش شويم، گاهي لازمه ازش بگذريم تا بتونيم صاحبش بشيم

تو با موبایلت چیکار کردی

.
.
.
.
هرچی زنگ می زنم

.
.
..
.
میگه مشتر ک مورد نطر در قلب شماست


ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط سوگند در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:29

بهاری پر از ارغوان

 

تو را دارم ای گل جهان با من است

تو تا با منی، جانِ جان با من است.

 

چو می تابد از دور پیشانی ات

کران تا کران، آسمان با من است.

 

چو خندان به سوی من آیی به مهر

بهاری پر از ارغوان با من است.

 

کنارِ تو هر لحظه گویم به خویش

که خوشبختی بیکران با من است.

 

روانم بیاساید از هر غمی

چو بینم که مهرت روان با من است.

 

چه غم دارم از تلخی روزگار،

شکرخنده ی آن دهان با من است.

 

 

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

 

چه شبها من و آسمان تا دمِ صبح

سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

 

نه خطی نه خالی، نه خواب و خیالی

من ای حس مبهم تو را دوست دارم

 

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم

 

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم تو را دوست دارم

 

جهان یک دهان شد همآواز با ما:

تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

 



ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط سوگند در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:0